جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

657

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

ايران را با رشته‌هاى جبال آناطولى مربوط مىسازد . بخش شمالى اين منطقه به جلگه‌هاى حاصلخيز و اراضى بلند گردان تقسيم مىشود و در دره‌هاى آن جنگل‌هاى وسيعى است كه درختانش چندان مرتفع نيست و دامنهء كوهها چراگاه احشام قبايل كوهستانى است و فرورفتگىهاى جلگه كه آب در آنجا به حد وفور و دهات در ميان درختان باغ و بوستان پنهان است ، رودخانه‌اى بزرگ يعنى ارس از سمت شمال سرحد ايالت ، و رودخانهء قزل‌اوزن در طرف جنوب آن جارى است كه سپس به نام سفيدرود در مشرق رشت وارد بحر خزر مىشود . براستى آذربايجان را كه آبش به حد وفور و خاكش براى كشت غله و حبوبات بسيار مستعد است و با منابع فراوان معدنى آن - هرچند كه هنوز استخراج نشده است - آن را از قسمت‌هاى ممتاز قلمرو شاه بايد بشمار آورد . اندكى بيشتر در سمت جنوب به كوهستانهاى كردستان مىرسيم همان نامى كه به صورت تا - اندازه‌اى ابهام‌آميز به ارتفاعات مرزى كه مسكن كردهاست اطلاق مىشود . جلگه‌هاى گشاده‌تر و اراضى موج‌دار شمالى بوسيلهء تنگه‌هاى باريكى به‌هم پيوسته است و جهت همهء آنها نيز با نظم حيرت‌انگيزى از شمال غربى به جانب جنوب شرقى است و راه ميان آنها تنگه‌هائى است كه با آنچه من در مورد شمال شرقى خراسان بيان كردم بىشباهت نيست و اين تنگه‌ها بر اثر فشار قوهء آب پديد نيامده ، بلكه از شكاف‌هاى ابتدائى بر سطح كرهء زمين پيدا شده است . اين كوهها به سمت جنوب با رشته جبالى اتصال مىيابد كه نويسندگان قديم آن را زاگرس مىناميده‌اند . آب و هوا - ارتفاع زياد و عرض جغرافيائى قدرى شمالى اين منطقهء كوهستانى سبب اختلاف شديد هواست كه در آنجا از ساير نقاط ايران محسوس‌تر است . در مقابل گرماى ناحيهء خليج فارس در تابستان سرماى شديد زمستانى آذربايجان هست ، ولى در حالى كه خليج فارس هيچ‌وقت سرد نمىشود ممكن است آذربايجان در تابستان آتش بر جانها بزند . بهار و پاييز فصل‌هاى دلپذيرى است و در بين اين دو فصل